ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

443

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

بذر البنج بذر البنج يا بنگ در انواع و اقسام خود در اين ديار يافته مىشود . دكتر بوهسه « 12 » با انواع مختلف اين گياه مواجه شد و به شرح آنها پرداخت « 13 » . با تخمهاى اين گياه معجونهاى مكيف و مشهورتر از همه برش‌ترياك ، درست مىكنند . اگر اين گياه استعمال خارجى بشود اثر تسكين‌دهندهء درد دارد . مردم گياه كه به آن مهر گياه ، يبروج الصنم ، بيخ‌لفاح ، سگ‌كن هم مىگويند فقط در نيمهء جنوبى كشور و بيشتر از همه در شيراز مىرويد . در اينجا نيز مانند اروپاى روزگاران گذشته بدان خواص فوق طبيعى نسبت مىدهند و آن را به عنوان تعويذ براى جلوگيرى از صرع ، نازائى ، سقط جنين ، بىوفائى مرد يا زن ، بىعنايتى شاه و همچنين حفاظت در برابر سحر و اعمال قدرتهاى اهريمنى مورد استفاده قرار مىدهند . بيخ‌تفت كه به آن ريشهء تفت ، شوكران و دورس ( Durs ) هم مىگويند در منطقهء تفت نزديك يزد مىرويد و يكى از اجزاى اغلب معجونهاى مقوى بشمار است . گاه نيز مقدار كمى از آن را با نان‌قندى مىآميزند تا از حركات بىاختيار و بىقرار كسانى كه از آن خورده‌اند تفريح كنند . من مقدارى از اين ريشه را براى آقاى شروف « 14 » كه مشاور دولت است فرستادم . وى آزمايشهاى فوق العاده جالب توجهى با آن به عمل آورد و حاصل كوششهاى خود را در مجلهء طب عملى « 15 » بدين نحو به رشتهء تحرير كشيد : « هرگاه ريشهء تفت را با بذر البنج بومى و همچنين با ساير قسمتهاى اين گياه مقايسه كنيم مىبينيم كه از نظر قدرت تأثير بين آنها تفاوت فاحشى است ؛ زيرا بيخ تفت بيشتر از ريشهء دوسالهء بذر البنج بومى اروپائى داراى عناصر مؤثرى است كه با كمك الكل بدست مىآيد . در مورد گياه اروپائى نسبت ريشه به عصارهء الكلى پنج است به يك . اما در مورد ريشهء تفت نسبت بيست و چهار به يك بدست مىآيد ؛ ولى آن‌طور كه از آزمايشهاى مذكور در فوق حاصل مىشود عصارهء الكلى ريشهء تفت سخت مؤثرتر است و حتى تأثير آن عصاره از نظر حدت و شدت از عصارهء الكلى بلادون نيز بيشتر است ؛ يك‌گران از بلادون ، به هيچ وجه چنان مسموميت طولانى مداومى كه از مصرف مقدار اندكى از ريشهء تفت در مزاج پشيك ( نام مسموم ) ايجاد شد ، پديد نمىآورد . افزايش فوق العادهء ضربان نبض يعنى 130 بار در هر دقيقه ، بروز هيجان فراوان در روحيات ، جنب‌وجوش و تقلاى غير عادى ، همه و همه بيشتر تناسب با

--> ( 12 ) . Buhze , Gesammelte Pflanzen in Transkaukazien und Persien , 1860 ( 13 ) . Hyoscyamus niger , Persicus , Camerarii , Seneccionis , Bipennatisectus , Pusillus . ( 14 ) . Schroff ( 15 ) . Zeitschrift fur praktische Heilkunde